تأمـّلي ديگر درفهلويات شيخ صفيالدين اردبيلی
دکتر محرم رضايتي كيشهخاله - دانشگاه گیلان
در«سلسله النسب صفويه١» اثر شيخ حسين زاهدي، از اخلاف شيخ زاهد گيلاني، يازده دوبيتي منسوب به شيخ صفي الدين اردبيلي، همراه با شرح و معني آمده است. نداشتن اعراب، تصرف و تصحيف كاتبان، و همچنين تأثير قابل ملاحظة خط و زبان فارسي بر آنها موجب شده قرائت درست اين اشعار، و درك ويژگيهاي زباني آن، دشوار، و در مواردي غيرممكن باشد.
كسروي در سال1304 شمسي براي اولين بار اين يازده فهلوي را دركتاب« آذري يا زبان ديرين آذربايجان» نقل كرد و تعدادي از غلطهاي آنرا تصحيح نمود٢. سپس ميلر در«زبان تالشي» با نقل اين فهلويات از كتاب كسروي و تصحيح پارهاي از اشتباهات، به توضيح مسائل زباني و معنايي اين اشعار بر پاية زبان تالشي شمالي پرداخت۳. يك سال بعد از وي، هنينگ در مقالة « زبان كهن آذربايجان» دربارة برخي نكات وكلمات اين اشعار به اختصار مطالبي نوشت؛۴ سپس اديب طوسي در مقالة « فهلويات زبان آذري در قرن هشتم و نهم» ضمن قرائت تازهاي از برخي كلمات، تمام ابيات آن را معني كرد.٥ احسان يارشاطر در مقالة « آذري» با توصيف قواعد صوتي، خصوصيات صرفي، و همچنين بعضي لغات خاص اين اشعار، سعي كرد جايگاه زبان فهلويات شيخ صفي را در مجموعه گويشهاي اطراف اردبيل مشخص سازد.٦ و ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
نمونه ای از یک پژوهش روشمند
محمود رنجبر - دانشجوی دکتری ادبیات
واژهها عناصر سازهاي زبان هستند، زنده و پویا متولد ميشوند، ميبالند، و گاه به كام فراموشی و فروپاشی فرو ميروند. بررسی تطبیقی و ریشهشناختی واژهها، و در پی آن گویشها و زبانهاي مختلف به حلقهاي شگفتانگيز به نام «وحدت زباني» ميانجامد. حلقهاي مفقوده كه بسياري از زبانشناسان بر انسجام زبانهاي امروزي و منشأ آنها از يك يا چند زبان محدود در گذشتههاي دور پاي ميفشارند و با بررسي و تطبيق گویشها و زبانها به دنبال آن هستند تا به کشف زبان یا مجموعهاي محدود از خانوادة زبانها نايل گردند. لغت فرس اسدي، فرهنگ قواس، صحاح الفرس، فرهنگ جهانگيري، لغتنامة دهخدا، فرهنگ فارسی معين، و در اين اواخر فرهنگ فارسی انوری تلاشهاي ارزشمندی است که با روشهاي مختلف براي معرفي و حفظ واژگان و همچنين ايجاد منابعي موثق براي زبانشناسان آتي با هدف ياد شده و رسيدن به موضوع و كشف ايدة «وحدت زباني» صورت میگیرد. در سالهاي اخير تلاشهاي گستردهاي از سوي محققان براي ثبت و ضبط گويشهاي محلي صورت گرفته است. البته، در اين ميانه ذوقهاي سليمي نيز به واسطة علاقه به زبان مادري در تلاشي مضاعف براي جمعآوري گويشهاي محلي اقدام كردهاند كه البته به دليلِ آشكار عدم عنايت به متد دانشگاهي و فصول مترتب بر پژوهشهاي زبانشناختي در پارهاي موارد نه تنها به حفظ كيان گويشها كمك نكرده، بلكه محققان جوان و برآمدگان نسلهاي آتي را نيز با مشكل جدی مواجه میسازد. شايد سادهترين مثال براي اين مهم، عدم توجه به گسترة تاريخي و به تعبیری خَلطِ مسائل درزماني و همزماني گويشها باشد. و ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
( به بهانه ی معرفی این اثر )
تالش مركزي از نظر جغرافياي زباني، شامل بخشِ اسالمِ شهرستانِ تالش، و بخشِ پره سرِ شهرستانِ رضوانشهر است كه بين حوضة رودهاي ناورود در شمال، و شفارود در جنوب واقع شده اند. اين محدوده كه مساحتي بالغ بر 950 كيلومتر مربع را در بر ميگيرد، از غرب با ستيغ هاي رشتهكوه تالش از شهرستان خلخال جدا مي گردد و از طرف شرق نيز به درياي خزر منتهي مي شود. رودخانة شفارود، تالش مركزي را در جلگه از دهستان هاي خوشابر و گيل دولابِ بخش مركزي رضوانشهر، و در كوهستان از شهرستان ماسال جدا مي سازد. بدين ترتيب، گسترة زباني تالش مركزي از لحاظ طبيعي شامل حوزة ناورود، خاله سرا، ديناچال، ارده و جبهة شمالي شفارود است.
با توجه به شرايط محيط طبيعي تالش، حدود 80 درصد از مساحت تالش مركزي در بخش كوهستاني قرار گرفته، و شامل بخش هاي زير است:
الف- كوهپايهها و ارتفاعات مياني با پوشش هاي انبوه جنگلي كه خانوارهاي جنگلنشين به صورت تكخانواري يا آبادي هاي كوچك در آن ساكن اند و به دامداري سنّتي مشغول هستند.
ب- ارتفاعات ييلاقي كه بالاتر از ارتفاع 2000 متري قرار گرفته، و پوشيده از مراتع اند. اين عرصه هرچند سكونت گاههاي تاريخي وَسكَه، اَردَه، چروده و گيلانده را در خود جاي داده است، اما به خاطر آب و هواي نسبتاً سرد كوهستاني، امروزه عدة اندكي در آنها سكونت دائمي دارند. و ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
اواخر سال 87 و اوایل 88بود که از طریق برخی از سایت ها ، نشریات و دوستان، باخبر شدیم که در ارتباط با زبان تالشی ، چند کتاب ارزشمند به چاپ رسیده است. یکی از این کتاب ها ، « فرهنگ موضوعی تالشی » ،اثر آقایان دکتر محرم رضایتی و ابراهیم خادمی بود.
طبق معمول ، با شنیدن این خبر ، بسیار خوشحال شدیم که در این اوضاع و احوال وانفسا ، تنی چند از فرزندان فرهیخته ی تالش بزرگ برای حفظ و اعتلای داشته های قومی – هویتی خود همت کرده و قدمی برداشته اند ؛ اما طولی نکشید که در ماهنامه ی « تالش » نقدی آز آقای علی عبدلی درباره ی« فرهنگ موضوعی تالشی » چاپ شد که وجاهت و اعتبار علمی این اثر و دانشگاه گیلان را یکسره زیر سؤال برده بود ( گفتنی ست فرهنگ موضوعی به عنوان یک پروژه ی تحقیقاتی با حمایت و کوشش دانشگاه گیلان و در شمارگانی محدود و معدود چاپ و منتشر شده است ) . به دنبال این نقد ، آقای ابراهیم خادمی در شماره ی بعدی ماهنامه ، جوابیه ای بر آن نوشت و موارد و دلایل مطرح شده از سوی آقای عبدلی را بی اساس دانسته و رد کرد. و ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
مرگ زبان
رستم جهانگشا
یونسکو اعتقاد دارد نیمی از 6700 زبان مورد استفاده مردمان کرهی زمین در حال انقراض است و بر پایهی این اعتقاد نقشهی آنلاین ِ بسیار ارزشمندی از پراکندگی زبانهای در حال انقراض همراه با یک طبقهبندی 5 حالته منتشر کرده است. این طبقهبندی شامل:
1- زبانهای در آستانهی خطر (بیمار): اغلب بچهها به این زبان تکلم میکنند اما این خصوصیت به مناطق محدودی خلاصه میشود و این امر تهدیدی برای زبانهای فوق است.
2- زبانهای به خطر افتاده: بچههای اندکی این زبانها را به عنوان زبان مادری و در منزل استفاده میکنند.
3- زبانهای شدیدن به خطر افتاده: فقط نسل مادربزرگها و پدربزرگها از این زبانها استفاه میکنند. پدرها و مادرها ممکن است این زبانها را بفهمند اما به کودکان منتقل نمیکنند و حتا بین خودشان هم استفاده نمیشود.
4- زبانهای در محدودهی بحران: جوانترین متکلمین این گروه همان نسل پدربزگها و مادربزرگها هستند. تازه آنها هم خیلی کم و بهندرت از این زبانها استفاده میکنند.
5- زبانهای مرده: دیگر کسی از نسل صحبتکنندگان این زبانها باقی نمانده است .
و ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
لیثی حبیبی ( م . تلنگر )
چند نکته به جای مقدّمه
لازم است خوانندگان محترم سلسله مقالات تحت عنوان « زبان تالشی و کالبد شکافی واژه ها » ، در خصوص شیوه و ماهیّت کار نگارنده ، یک بار برای همیشه بدانند که :
1 – در تحلیل و شکافتن واژه های مورد بحث ، معمولاً از منبعی بجز دست آوردها و اطّلاعات خودم استفاده نمی کنم .اگر دقّت کرده باشید ، در « بخش نخست » این سلسله نوشتار ، فقط در ذیل کلمه ی « خاله = خواله / xāle » ، واژه ی « ماشی = ما + شی » را از نوشته ی قلم زن دلسوز تالش ، شهرام آزموده ی عزیز به وام گرفته ام و باقی مطالب نتیجه ی تحقیقات شخصی بنده روی زبان های مختلف، از جمله زبان مادری ام تالشی ست .
2 – اصــول عمــده شـیوه و روش من در این کار عبارت انـد از : الف - مقایسه و ب - ریشه یابی و کالبد شکافی واژه. برای رسیدن به شناخت صحیح یک کلمه ، قبل از هر چیز آن را با "جفت" ش در زبان های مختلف ایرانی و غیر ایرانی مقایسه می کنم. گاه زبان های ایرانی جوابگو نیستند که در این صورت به زبان های غیر ایرانی از جمله آلمانی و روسی مراجعه می کنم. به عنوان نمونه وقتی از « رَش / raš : رخش رستم » سخن به میان است ، نه « رَش / raš : خرمایی » تالشی جوابگوست و نه « رَش / raš : سیاه » کردی ؛ به ناچار به زبان روسی پناه می برم : « رژی / reži : سرخ رنگ » . و باز جواب خود را نمی گیرم ؛ به آلمانی پناه می برم و ناگهان راضی بر می گردم وقتی که می بینم « رَش » به آلمانی « تند ، تیز ، تندو تیز و سرکش و ... » معنا می دهد . ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
امید. م
خواندن و نوشتن راهي براي انتقال مفاهيم است. براي فهم يك مطلب بايد ما بتوانيم مطلب را بخوانيم و مهمتر آنكه، زباني كه مطلب به آن نوشته شده است رابدانیم. كمتر اتفاق مي افتد كه كسي بخواهد مطلبي را بخواند در حالي كه زبان آنرا نمي داند، پس بحث برروي اين است كه چگونه زباني را كه مي دانيم؛ بنويسيم و بخوانيم.
تالشي(تاتي) از زبانهايي است كه ظاهراً آثار نوشتاري باقي مانده(يا در دست) ازاين زبان كمتر بوده و بحث نوشتن و خواندن اين زبان مقوله اي است كه در يكي دو دههء اخير مطرح شده است. البته يادمان نرود در بررسي زواياي تاريخي زبان تالشي، شواهدي وجود دارد كه در گذشته ها خواندن و نوشتن اين زبان وجود داشته است. اما فاصلهء زماني نسبتاً طولاني سبب شده است كه امروزه در ايران، در بين تالشها ، مشكل خواندن و نوشتن تالشي بصورت مسئله اي مهم در امده است. قابل ذكر است كه در جمهوري آذربايجان خواندن و نوشتن تالشي در بين تالشان، خوب رواج يافته است ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
دكتر سوران كردستاني
www.sorankurdistani.com
خلاصة مقاله
يكي از برجستهترين و مهمترين ويژگيهاي تمدن ايراني ـ اسلامي، پويايي و زايايي و سيرِ رو به رشد و تكامل آن است كه اين خصيصة ذاتي، از ساختار و نحوة شكلگيري اين اَبُرمجموعة فرهنگي نشأت مي گيرد. اين ساختار، متشكل است از زيرمجموعههاي فرهنگيِ اقوام ايراني كه در سيري درازآهنگ، با تكيه بر انتخابي آگاهانه و روندي وحدتآفرين، به همبستگي و انسجام رسيدهاند و با پشتوانهاي از وحدت تاريخي و استقلال و تماميت ارضي، تمدني گسترده و پربار و درخشان بنا نهادهاند. از اين رو، پژوهشهاي ايرانشناسي و مطالعه در زمينة ميراث فرهنگي ايرانيان، زماني به طور كامل محقق و ميسور خواهد گرديد كه عناصر ساختاري و نيز سرچشمهها و بْنمايههاي اين تمدن گرانمايه و ديرپا، كه همانا زيرمجموعههاي فرهنگي اقوام ايراني است، شناخته شوند و مورد پژوهش قرار گيرند. بر پاية يافتههاي مطالعات تطبيقي در زبانهاي ايراني، قرابت و شباهت و اشتراكهاي اين زبانها مشهود و انكارناپذير است، و مهمتر آنكه، خويشاوندي اين زبانها، بيانگر يك همبستگي تاريخي در ميان اقوام ايراني است. در نتيجه، شناخت متقابل اقوام ايراني از طريق مطالعة ويژگيهاي فرهنگي يكديگر و يافتن اشتراكهاي فرهنگي بين آنها، بهترين و طبيعيترين راه تحكيم علايق و پيوندهاي ملي و تمدني اين اقوام است و نيز بنياديترين كاري است كه در جهت نيل به توسعه و تكامل فرهنگي جامعة ايراني و شكوفايي تمدن ايراني ـ اسلامي مي توان تصور نمود. ... ( ادامه ی مطلب ) ...
ادامه مطلب
|
نویسنده : دكترعنایت الله رضا |
|
|
ادامه مطلب
1 ) نامواژه ی اردبیل در یک نگاه
ممکن است در تاریخ ، یک منطقه با چند نام نامیده شده باشد. نمونه اش هم همین کادوس ودیلمان و گیلان است. این منطقه یا استان یا ایالت ، در گذشته با نام کادوس شناخته شده است. روزگاری نام کادوس بر فراز این ناحیه نمایان بوده است، روزگاری نیز دیلمان و امروز نیز گیلان. البته به این دلیل که در هر دوره ی تاریخی، یکی از این اقوام از اقتدار و چیرگی نسبت به دو خویش دیگر برخوردار بوده است؛ همان طور که امروزه بسیاری تالش ودیلم را نیز گیلان می دانند، روزگاری هم شهرها وجای های گیلکان را کادوس (تالش) می شناختند ویا دیلمان.
می اندیشم که این موضوع در باره ی شهرها هم درست است. تهران و ری را ببینید: کسی که از شمال راه می افتد تا به ری برود، می گوید به تهران می روم. نام ری به عنوان گوشه ای از تهران بسیار کم رنگ شده است. حال آن که شاید صدها سال، تهران را در برابر نام بزرگ و همه گیر "ری"، نامی نبوده است . و ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
لیثی حبیبی ( م . تلنگر )
مقدّمه :
آن چه را که ذیلاً از نظر می گذرانید ، بخشی از دیدگاه های سرور ارجمند ، جناب آقای سیّد لیث الله حبیبی ، متخلص به « م . تلنگر » ، در حوزه ی « ریشه شناسی و تحلیل واژه های تالشی ، ایرانی و غیر ایرانی » ست که تا کنون با نهایت تواضع و گمنامی و البته از سر بزرگواری ، در بخش « نظرات » وب سایت های مربوط به تالش و تالشان ارائه کرده اند .
به دلیل اهمیّت نظرات زبان شناسانه ی آقای حبیبی که همواره با احساس و ذوقی پرحرارت و روحی روشن از جنس شعر نیز همراه و همزاد اند ، ما بر آن شدیم آن ها را در صفحات اصلی وب سایت های مربوط به موضوع ، بیاوریم تا بیشتر مورد استفاده گیرند . به همین منظور ، از جنابشان اجازه ی این کار را خواستیم و ایشان علیرغم این که با « جلوه گری » اصلاً میانه ی خوبی ندارند ،به دلیل اهمیّت مسئله ، درخواست مان را پذیرفتند و برای همیشه ما را مدیون لطف و مهربانی خود ساختند .
شایان ذکر است که این بزرگوار با وجود تقریبا سه دهه دوری از مام میهن ، همواره دلشان برای ایران و فرهنگ ایرانی ، اقوام برادر و همریشه ی ایرانی و زبان و هویت قوم ایرانی تالش تپیده است . « م . تلنگر » متولـّد روستای « لیپا » ی ماسال و ساکن کشور آلمان است. و ... ادامه ی مطلب ...
ادامه مطلب
(از درآمدن تازيان به ايران تاپايان سدهي هفتم)
يحيي ذكاء تبريزي
آذري از ديدگاه واژهشــناسي و دسـتور زبان فارســي و صــــرف و نحـــو زبان تازي (آذري با ياء مشــدد) نســبت به آذربايجـان يا آذربيجان را ميرسـاند (حـريـــري درهالغـــواص ، ص 145) و چنين مينمايد كه اين نسبت حتي پيش از درآمدن اسلام به ايران، در ميان ايرانيان و تازيان شناخته بوده است. زيــرا نام رستم فــرخزاد سردار لشكر ايران در جنگ با تازيان كه خود از مردم آذربايجان بوده «رستم آذري» ياد شده است1 (ثعالبي غرر ص 738 _ مسعودي التنبيه ص 82) همچنين عبدالرحمن بنعوف از زبان ابوبكر صديق خليفه اول، پيش از گشودن ايران بهدست تازيان آورده است كه او در پايان زندگي در رختخـواب بيماري ميگفته است: «ولتألمن النوم علي الصوف الاذربي كما يألم احدكم النوم علي حسك ـ السعدان» (مجرد النحـوي. الكامل ، ص 5) «يعني خواب بر روي پشمينه آذري مرا چنان ميآزارد كه هـر يك از شما را خوابيدن بر روي خار خسك». ...
ادامه مطلب
تالشی زومونی سرنیویشت
آرمین فریدی هفته خونی
مقدّمه : اه چی ک بن دره خونه ، ای گله مصاحیبه یه .ام مصاحیبَه ، قَرارا ایلَه تالشَه ویژَه نامَه کو تالشی زوونی نَه چاپ ببی کٌ ام ناجَه ایته دوملَه دَلَکَه؛ بما چون چه ی موضوعِن تالشی فرهنگی سرنوشتی را مهمینَه ، اَی ام وبلاگی کو منتشر کَرَم.
ام ویژَه نامَه بونورَه ، من و چمه برا، یاسر کرم زادَه ، هشتاد و چاری سالی کو نوئه و قَرارا باهارِ تالشی کو مونتَشیر ببی.
امه ام واتمون ( مصاحبَه ) ده، سه گلَه تالشی فرهنگی یون کو، ام سه گلَه بونورَه دَفَرسی ( بنیادی یَه سؤال ) تالشی زوونی بارَه دَفَرسَه و ام سه عزیزی حَفصَلَه نَه چَمَه جَواوی دونَه و ...
ادامه مطلب
زبان تالشی
دکتر حسین احمدی
زبان تالشي از زبان هاي ايراني شمال باختري و هم ريشه با زبان هاي كرانه خزر همچون گيلكي و مازنــدراني است؛ ولي با آن ها تفاوتي آشـكار دارد. زبان تالشي در اثر هم كناری با زبان تركي و گيلكي از آن ها - به ويژه تركي - به شدت تأثير پذيرفته؛ ضمن اين كه خود نیز توانسته بر روی تركي و گیلکی اثر بگذارد.
بررسي هاي موردي در مناطق تالش نشين شهرستان هاي صومعه سرا و فومن نشان مي دهد كه روستاهاي گيلك نشين همسايه، از واژگان تالشي يا نزديك به آن كه با گيلكي متفاوت است، بهره مي گيرند. و ...
ادامه مطلب
گفت و گو ي شهرام آزموده با علي عبدلي
شكي نيست كه هر كس بخواهد درباره تالش تحقيق كند از جمله آثاري كه بايد به آن مراجعه نمايد ، آثار دكتر علي عبدلي است . علي عبدلي بيش از سه دهه است كه درباره تالش مي نويسد و پژوهش مي كند . آغاز كارش به اوايل دهه پنجاه مي رسد . همكاري با مطبوعات آن زمان و پيوستن به زمره نويسندگان راديو گيلان از جمله كارهاي ابتداي دوران فعاليت او به شمار مي ايد . بعدها با پرداختن به تاتها و تالشها، علاوه بر چاپ مقالات متعدد در مطبوعات ، روزنامه نگاري ، اجراي پروژه هاي تحقيقي ، شركت و سخنراني در همايش هاي ايران شناسي ، همكاري در ساخت فيلم هاي مستند مربوط به تالش و…
ادامه مطلب
علل نفوذ زبان های ترکی و گیلکی در تالش
دکتر محمّد تقی رهنمایی
سال ها پیش ، یعنی درست در سال 1372 یا 1993 میلادی ، به عنوان استاد مهمان یک تــرم در دانشگاه کلاگن فورت اتریش تدریس می کردم . روزی به همراه دوست و همکار دیــرینه ام ، پرفــسور مارتین زگـر که رییس انستیتوی جغرافیاست ، به ملاقات سفیر وقت ایران دروین رفتیم . پس ازصحبت های کاری دردفتر سفیر ، به اتاقی رفتیم که کتاب های زیادی در قفسه های آن چیده شــده بود و ظاهــراً شـکل کتابخانه داشت . سفیر که خود مردی اهل مطالعه بود ، به نکته ای اشاره کرد که برای هر دوی ما جالب بود ....
ادامه مطلب
صحبت رو در رو
گفتگوي هلال محمداف با تات و تالششناس ايراني، علي عبدلي
چندي پيش يك گروه از خادمان فرهنگ در باكو گرد آمدند تا در سمينار زبان وفرهنگ تالش شركت نمايند. در شماره 9 نشريه صداي تالش، اعضاء آن گروه به اختصارمعرفي شدند وبه دنبال آن مطلب ديگري در همين مورد در نشريه (باكينسكي رابوچيني) درجگرديد. در آن زمان ما موفق نشديم كه مردم آذربايجان را با مهمانان ايراني خود آشنا نماييمولي اكنون كه انتشار دوره جديد (صداي تالش) آغاز شده است. دكتر هلال محمداف متنمصاحبهاي را كه در آن زمان با دكتر علي عبدلي انجام داده بوده، در اختيار ما گذاشته است كهذيلاً از نظرتان ميگذرد....
ادامه مطلب
كجايي تالش و كيستي تالشان ؟
دكتر محمد تقي رهنمايي
تالش كجاست و تالشان كيستند ؟ بسياري از ما هميشه مورد اين پرسش قرار گرفته ايم .بويژه دوستان جوان در مدارس و دانشگاهها، هنگاميكه با ساير هموطنان خود روبرو مي شوند، در پاسخگويي درست به آن با مشكلات زيادي روبرو مي شوند و غالباً مي گويند جايي است بين انزلي و آستارا. چرا تالش اينقدر ناشناخته و يا كم شناخته است ؟
اين مقاله را من ابتدا با سبك و سياق ديگري كه بدرد پژوهشهاي علمي مي خورد نوشتم. مروري بر آن كردم، ديدم خيلي به درد نسل جوان ما كه در جستجوي هويت خود با زبان ساده هستند نمي خورد. از همينرو آنرا با انشا و مضموني ساده نوشتم كه اينك مي خوانيد...
ادامه مطلب
