(پایگاهی برای آشنایی بیشتر با زبان قوم ایرانی تالش )

دکتر محرم رضايتي كيشه‌خاله

 

چکیده

گروه اسمی به بخشی از نظام نحوی اطلاق می‌شود که از یک اسم به عنوان هسته و یک یا چند وابستة پیشین یا پسین ساخته شده باشد. بررسی گروه اسمی، به ویژه ترتيب و توالی وابسته‌ها در زنجیرة این گروه، از مشخصه‌هاي اصلي و مهم در تحليل‌هاي رده‌شناختي زبان‌ها محسوب مي‌شود.

   در این مقاله، گروه اسمی گویش تالشی و جایگاه وابسته‌های آن مورد بررسی قرار گرفته است. در تالشی وابسته‌های پیشین اسم، حداکثر شش عضو، و وابسته‌های پسین پنج عضو دارند که به ترتیب، قبل یا بعد از اسم (هسته) می‌آیند و آرایش آنها نسبت به هسته تابع قواعد خاصی است. تغییر جایگاه وابسته‌ها، اغلب زنجیرة کلام را غیر‌دستوری، و گاه ساخت معنایی را دگرگون می‌کند. در مواردی نیز وابسته‌ها در توزیع تکمیلی با هم هستند.  

   براساس تحلیل این مقاله، گویش تالشی در رده‌بندی زبان‌ها، از گروه زبان‌های هسته‌پایانی محسوب می‌شود، زیرا مختصات آن را به نحو آشکاری حفظ کرده است. با این حال، برخی از ساخت‌های آن در مرحلة میانی تحول قرار دارد. 

کلیدواژه‌ها: گویش‌ تالشی، گروه اسمی، وابستة پیشین، وابستة پسین

1- مقدمه

تالشي از زبان‌های ايراني گروه شمال غربي است كه هم‌اكنون در حاشية جنوب غربي درياي خزر، علاوه بر گيلان، در استان اردبيل و جمهوري آذربايجان نیز به آن تكلم مي شود. مجموعة گونه‌های متعدد و متنوع این گویش، در سه گروه مشخص، يعني تالشي شمالي، تالشي مركزي، و تالشي جنوبي قابل طبقه‌بندی است. مقصود از تالشي شمالي، تالشي آن سويِ رود اَرَس، يعني تالشي جمهوري آذربايجان است كه ادامة آن در ايران تا كَرگان رودِ تالش پيش رفته است؛ مراد از تالشي مركزي، مجموعه لهجه‌هایی است كه در قلمرو دو رودخانة شفارود در جنوب، و حوضة ناورود در شمال تداول دارند؛ و منظور از تالشي جنوبي، تالشي مناطقِ ميان شفارود تا سفيدرود است. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط   | 

عبدالكريم اصولي تالش

در این مقاله سعی شده است خویشاوندی زبان تالشی در برخی جهات با بعضی از زبان‌های اروپایی، به ویژه زبان انگلیسی بر اساس نظریات زبان‌شناسی بررسی شود. زبان تالشی طبق نظریة زبان‌شناسان بزرگ جهان از شاخه‌های زبان‌های هند و اروپایی است و از نظر تاریخی، خویشاوندی و حتی منشأ مشترک با زبان‌های اروپایی، مانند انگلیسی، آلمانی، لاتین و یونانی دارد.

     مهاجرت اقوام آریایی و پراکنده شدن آنها در نقاط مختلف جهان، نقطة عطف اختلاف زبان آنهاست. بررسی تاریخی زبان‌های ایرانی، در آغاز قرن هیجدهم در روسیه شروع شد. پ. س. پالاس در سال 1787م، به تنظیم «فرهنگ مقایسه‌ای زبان‌ها و نیم‌زبان‌ها» در سن‌پترزبورگ پرداخت. وی در این واژه‌نامه 200 کلمه از زبان‌های آسیایی را با 51 زبان اروپایی مقایسه کرد (عبدالله‌یف، 1352: ص17).

     در قرن نوزدهم با آثار زبان‌شناسی که بر اساس مطالعات تاریخی نگاشته شده است، از جمله کتاب «ساخت تصریفی فعل‌های سانسکریت با زبان‌های زند، ارمنی، یونانی، لاتین و ژرمنی» تألیف دانشمند معروف آلمانی، فرانس‌بوپ مواجه‌ایم. تحقیقات خودزکو در سال 1842م، در کتاب Specimens of the Popular Poetry of Persia نشان‌دهندة اولین کوشش‌های زبان‌شناسی در حوزة زبان تالشی است. اما دقیق‌ترین تحقیقات در این زمینه، به وسیلة استارچفسکی (Starchevsky) در کتاب «فرهنگ دانستنی‌های دایره‌المعارف» صورت گرفته است. وی در این کتاب، زبان تالشی را یکی از شش زبان اولیة ایرانی می‌داند که هم از نظر شکل، و هم از نظر واژگان با دیگر زبان‌های ایرانی فرق عمده دارد. تلاش‌های زبان‌شناسانی مانند بره‌زین، ریس، دمرگان، میلّر در توصیف زبان تالشی قابل ستایش است. میلّر در حقیقت، عمر خود را به مطالعه و تحقیق در زبان تالشی و کُردی گذاشت و ثمرة گران‌بهای پژوهش‌های او کتاب «زبان تالشی» و «متون تالشی» است که از سوی انستیتوی زبان آکادمی شوروی سابق چاپ شده است. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 9:40 بعد از ظهر  توسط   | 

در آستانه ی سال نوی ایرانی ( روز چهارشنبه، 25 / 12 / 89 )، جناب آقای شهرام آزموده، سردبیر ماهنامه ی توقیف شده ی « تالش »، پس از تحمل 93 روز زندان، با استفاده از ماده ی 38 قانون مجازات های اسلامی، به صورت مشروط آزاد شد.

      گفتنی ست در تمام مدتی که آقای آزموده در حبس گذراند، هم خود ایشان و هم خانواده اش سختی ها و نگرانی های زیادی متحمل شدند. جدای از همه ی شرایط و مسایل دشوار و دل آزار، بیماری قلبی حاد شهرام، موردی بود که خانواده و دوستان وی را به شدت نگران کرده بود.

      جا دارد در این جا از زحمات آن دسته از فعالان جنبش فرهنگی تالش که به شیوه های گوناگون و متناسب با شرایط، برای رهایی شهرام و دلداری خانواده اش تلاش کرده اند، صمیمانه قدردانی شود.

      با آن امید که با آغاز سال نوی خورشیدی، دیگر هیچ وقت جامعه ی تالش، شاهد چنین اتفاقات ناگوار و نادلخواهی نباشد و مشکلات عدیده ی شهرام عزیز برای همیشه مرتفع شود.

      سال نو بر همه ی دوستان و همراهان عزیز و " مهربان " خجسته باد !  

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط   | 

 

روز جمعه، 17 /10 / 89  ، با حضور گرم جمعي از شعراي تالش و دوستداران استاد مسرور ماسالي، نشستي ادبي در «شركت فرهنگي نقش تالشان» ( فرهنگخانه ی تالش ) در رشت برگزار شد كه در طي آن از تلاش هاي فرهنگي و ادبي استاد مسرور ماسالي تجليل به عمل آمد.
     در ابتداي نشست، آقای آرمين فريدي ضمن سپاسگزاري از مدعوين، برگزاري اين نشست را يك ايده ي جمعي برشمرد و آن را جلسه اي مقدماتي براي برپايي مراسم بزرگداشتي درخور استاد مسرور و ديگر پيشكسوتان فرهنگ و هنر تالش دانست و از اقدامات قانوني براي تغيير نام مجموعه ي «نقش تالشان» به «فرهنگخانه ی تالش» خبر داد. 
     در اين نشست ادبي، فرزاد بختياري، پس از سخنراني كوتاهي در مورد جايگاه ويژه ي استاد مسرور در جنبش فرهنگي و ادبي تالش، چند سروده ي تالشي خود را قرائت كرد. به دنبال آن، آقایان رسول عليزاده ماكلواني، نقي مهر پويا، ياسر كرمزاده، امين رحماني و محمـّد عاشوري با خواندن اشعار تالشي پرشورشان ،فضاي كوچك  مجموعه را مملو از شعر و غزل تالشي نموده و رازناكي سحرآميز زبان، فرهنگ و سرزمين تالش را پيش چشم حضار گستردند.
     همچنين، در اين جلسه، نقي مهر پويا، آرمين فريدي و سهراب ظهيري، خواننده محجوب و محبوب تالش، به اجراي موسيقي حزين و زيباي تالشي پرداختند و حاضران مشتاق، بی ریا گریستند و اشک ریختند.
     بعد از اجرای موسیقی، آرمين فريدي به نمايندگي از جمع، متن تقديرنامه نفيسي را كه توسط شاگردان و دوستداران استاد مسرور تهيه شده بود، قرائت كرد و از نقي مهر پويا ، بختياري و اشكبوس اسرارپوش دعوت كرد تا از سوي جمع، از سرديس (مجسمه سر استاد مسرور ) رونمايي كنند. گفتني است اين سردیس اثر چنگيز اقبالي ست؛ همو که سرديس شعرايي چون احمدرضا احمدي و شاملو نیز از آثار اوست. و ... ادامه ي مطلب ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط   | 

      با کمال تأسف، باخبر شدیم که بالأخره پس از حرف و حدیث های بسیار، شش ماه محکومیت جناب آقای شهرام آزموده، سردبیر ماهنامه ی تالش، امروز به اجرا درآمد و ایشان روانه ی زندان شد. لازم به ذکر است وی در حالی زندانی می شود که دچار بیماری شدید قلبی و تحت نظر پزشک می باشد.

      آزموده فعلا به دلیل پرونده ی مربوط به شکایت شهرداری اسالم علیه ایشان راهی زندان شده است. شهرداری اسالم مدعی ست که آزموده در ماهنامه ی تالش به درج اخباری مبادرت نموده که واقعیت ندارد.

     جا دارد اضافه شود که ماهنامه ی تالش به دلیل شکایت های متعدد مسئولین منطقه، از جمله شکایت فرمانداری تالش، شهرداری اسالم، دانشگاه پیام نور رضوانشهر و ... ، مدتی پیش توقیف شده است.

     ما ضمن همدردی با خانواده ی محترم آقای آزموده و اعلام نگرانی بابت وضعیت جسمی ایشان، به جد خواستار آنیم که مشکل وی و ماهنامه ی تالش به زودی مرتفع شود.   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط   | 

 ماهنامه ی تالش توقیف شد

۱ -متن خبر به نقل از سایت عصر ایران: 

       نشريه ی "تالش" به‌دليل ايجاد اختلاف مابين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي و انتشار مطالب و عكس از افرادي كه در معارضه با نظام و همسو با گروه‌هاي مخالف اسلام هستند و انتشار مطالب نشريه در مسير خلاف نظام جمهوري اسلامي، به استناد ماده 2 و بند 9 ماده 6 و تبصره ماده 12 قانون مطبوعات، توقيف و پرونده جهت پيگرد قانوني به مرجع قضايي ارسال شد.

۲ - سوگنوشته ی سردبیر ماهنامه ی تالش:

      دردناک ترین خبر دوره فعالیت مطبوعاتی ام را ساعتی پیش در سایت عصر ایران خواندم: ماهنامه ی « تالش » توقیف شد! ماهنامه ای که سردبیری اش را به عهده دارم. ماهنامه ای که به واقع یکی از فرزندانم بود! توقیف این نشریه در واقع مرگ سومین فرزندم بود! توقیف این نشریه در واقع مرگ کوچک ترین فرزندم بود! فرزندی که روزها و شب های زیادی را برای بزرگ کردن و درست تربیت کردنش صرف کرده بودم. تازه به سن هفت سالگی رسیده بود. و هنوز مانند یک کودک هفت ساله شیرین بود و دوست داشتنی!! و چه سخت بود خواندن خبر مرگ فرزندی که تا لحظاتی پیش برای روزهای آینده اش در ذهن خود برنامه ریزی می کردم. چه تلخ است خواندن حکایتی که با تمام کردنش تازه می فهمی باید برای همیشه از یکی از فرزندانت بالاجبار خداحافظی کنی و شبها و روزهایت را بی او سپری نمایی. و چه سخت است مرگ فرزندی که برایش آرزوها داری.چه سخت است اندیشیدن درباره ندیدن فرزندی که شبانه روز با تو بود و تو با او بودی و برای او بودی و او برای ملتت بود. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط   | 

در جستجوی میراث زبان تالشی در استان اردبیل

دکتر احسان شفيقي

اردبيل در طول تاريخ حيات خويش، حوادث و دگرگوني‌هاي فراواني را به خود ديده است. روزگاري كانون دين زردتشتي بود و ساكنانش پاسداران آتش مقدس. با ورود اسلام بدان سامان، و بلندشدن نداي عدالت و برادري، ساليان دراز پايگاه دين و معنويت بوده است، چنان‌كه مساجد و مدارس آنجا از زمزمة عاشقان علم و درس سرشار بود و علما و مدرسان و طلاب در آن فضاي معنوي و ملکوتي به بحث و جدل دربارة مسائل خاص خود مي‌پرداختند. آنگاه که مدارس و حوزه‌هاي علميه از رونق افتاد، خانقاه‌ها و زوايا و تکايا از هياهوي صوفيان و قلندران و فتيان آکنده گشت و فرياد ياهو ياهوي آنان سرتاسر شهر را از معنويت و خلسة روحاني معطر ساخت و سرانجام در ساية اقتدار مطلق شيخ صفي‌الدين اردبيلي، زمينه براي نهضتي عظيم که گويا به وحدت و يک‌پارچگي جامعة از هم پاشيده و متشتت آن روزگار ايران انجاميد، فراهم آمد.

     وقتی ترکان سلجوقي کالاي سياسي، اجتماعي، نظامي و فرهنگي خاص خود را در پوششي به نام زبان ترکي عرضه نمودند، گمان نمي‌رفت در ساية آن تهاجم همه‌جانبة مادي و معنوي، نشاني از فرهنگ ديرين مردم آذربايجان و زبان بوميان منطقه بر جاي بماند و به حيات خود ادامه دهد، اما با وجود تسلط دراز‌آهنگ ترکان در آن سرزمين، عناصر زبانی ايراني چون اخگري در زير خاکستر حوادث و تحولات گوناگون اجتماعي، سياسي همچنان در لايه‌هاي زيرين فرهنگي به حيات خود در آذربايجان، به ويژه اردبيل ادامه مي‌دهند. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط   | 

  تأمـّلي ديگر درفهلويات شيخ صفي‌الدين اردبيلی

                                                                     دکتر محرم رضايتي كيشه‌خاله - دانشگاه گیلان

در«سلسله النسب صفويه١» اثر شيخ حسين زاهدي، از اخلاف شيخ زاهد گيلاني، يازده دوبيتي منسوب به شيخ صفي الدين اردبيلي، همراه با شرح و معني آمده است. نداشتن اعراب، تصرف و تصحيف كاتبان، و همچنين تأثير قابل ملاحظة خط و زبان فارسي بر آنها موجب شده قرائت درست اين اشعار، و درك ويژگيهاي زباني آن، دشوار، و در مواردي غيرممكن باشد.

     كسروي در سال1304 شمسي براي اولين بار اين يازده فهلوي را دركتاب« آذري يا زبان ديرين آذربايجان» نقل كرد و تعدادي از غلطهاي آنرا تصحيح نمود٢. سپس ميلر در«زبان تالشي» با نقل اين فهلويات از كتاب كسروي و تصحيح پاره‌اي از اشتباهات، به توضيح مسائل زباني و معنايي اين اشعار بر پاية زبان تالشي شمالي پرداخت۳. يك سال بعد از وي، هنينگ در مقالة « زبان كهن آذربايجان» دربارة برخي نكات وكلمات اين اشعار به اختصار مطالبي نوشت؛۴ سپس اديب طوسي در مقالة « فهلويات زبان آذري در قرن هشتم و نهم» ضمن قرائت تازه‌اي از برخي كلمات، تمام ابيات آن را معني كرد.٥ احسان يارشاطر در مقالة « آذري» با توصيف قواعد صوتي، خصوصيات صرفي، و همچنين بعضي لغات خاص اين اشعار، سعي كرد جايگاه زبان فهلويات شيخ صفي را در مجموعه گويشهاي اطراف اردبيل مشخص سازد.٦  و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط   | 

                            فرهنگ موضوعی تالشی به فارسی

                                             نمونه ای از یک پژوهش روشمند

                                               محمود رنجبر - دانشجوی دکتری ادبیات 

واژه‌ها عناصر سازه‌اي زبان هستند، زنده و پویا متولد مي‌شوند، مي‌بالند، و گاه به كام فراموشی و فروپاشی فرو مي‌روند. بررسی تطبیقی و ریشه‌شناختی واژه‌ها، و در پی آن گویشها و زبانهاي مختلف به حلقه‌اي شگفت‌انگيز به نام «وحدت زباني» مي‌انجامد. حلقه‌اي مفقوده كه بسياري از زبان‌شناسان بر انسجام زبانهاي امروزي و منشأ آنها از يك يا چند زبان محدود در گذشته‌هاي دور پاي مي‌فشارند و با بررسي و تطبيق گویشها و زبانها به دنبال آن هستند تا به کشف زبان یا مجموعه‌اي محدود از خانوادة زبانها نايل گردند. لغت فرس اسدي، فرهنگ قواس، صحاح الفرس، فرهنگ جهانگيري، لغت‌نامة دهخدا، فرهنگ فارسی معين، و در اين اواخر فرهنگ فارسی انوری تلاشهاي ارزشمندی است که با روشهاي مختلف براي معرفي و حفظ واژگان و همچنين ايجاد منابعي موثق براي زبان‌شناسان آتي با هدف ياد شده و رسيدن به موضوع و كشف ايدة «وحدت زباني» صورت می‌گیرد. در سالهاي اخير تلاش‌هاي گسترده‌اي از سوي محققان براي ثبت و ضبط گويشهاي محلي صورت گرفته است. البته، در اين ميانه ذوقهاي سليمي نيز به واسطة علاقه به زبان مادري در تلاشي مضاعف براي جمع‌آوري گويشهاي محلي اقدام كرده‌اند كه البته به دليلِ آشكار عدم عنايت به متد دانشگاهي و فصول مترتب بر پژوهشهاي زبان‌شناختي در پاره‌اي موارد نه تنها به حفظ كيان گويشها كمك نكرده، بلكه محققان جوان و برآمدگان نسلهاي آتي را نيز با مشكل جدی مواجه می‌سازد. شايد ساده‌ترين مثال براي اين مهم، عدم توجه به گسترة تاريخي و به تعبیری خ‍َلطِ مسائل درزماني و همزماني گويشها باشد. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط   | 

                         پيش گفتار  فرهنگ موضوعی تالشی - فارسی

                                    ( به بهانه ی معرفی این اثر )

تالش مركزي از نظر جغرافياي زباني، شامل بخشِ اسالمِ شهرستانِ تالش، و بخشِ پره سرِ شهرستانِ رضوانشهر است كه بين حوضة رودهاي ناورود در شمال، و شفارود در جنوب واقع شده اند. اين محدوده كه مساحتي بالغ بر 950 كيلومتر مربع را در بر مي‌گيرد، از غرب با ستيغ هاي رشته‌كوه تالش از شهرستان خلخال جدا مي گردد و از طرف شرق نيز به درياي خزر منتهي مي شود. رودخانة شفارود، تالش مركزي را در جلگه از دهستان هاي خوشابر و گيل دولابِ بخش مركزي رضوانشهر، و در كوهستان از شهرستان ماسال جدا مي سازد. بدين ترتيب، گسترة زباني تالش مركزي از لحاظ طبيعي شامل حوزة ناورود، خاله سرا، ديناچال، ارده و جبهة شمالي شفارود است.

     با توجه به شرايط محيط طبيعي تالش، حدود 80 درصد از مساحت تالش مركزي در بخش كوهستاني قرار گرفته، و شامل بخش هاي زير است:

     الف- كوهپايه‌ها و ارتفاعات مياني با پوشش هاي انبوه جنگلي كه خانوارهاي جنگل‌نشين به صورت تك‌خانواري يا آبادي هاي كوچك در آن ساكن اند و به دامداري سنّتي مشغول هستند.

      ب- ارتفاعات ييلاقي كه بالاتر از ارتفاع 2000 متري قرار گرفته، و پوشيده از مراتع اند. اين عرصه هرچند سكونت گاه‌هاي تاريخي وَسكَه، اَردَه، چروده و گيلانده را در خود جاي داده است، اما به خاطر آب و هواي نسبتاً سرد كوهستاني، امروزه عدة اندكي در آنها سكونت دائمي دارند. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط   | 

                                                          مرگ زبان

                                                                                   رستم جهانگشا

یونسکو اعتقاد دارد نیمی از 6700 زبان مورد استفاده مردمان کره‌ی زمین در حال انقراض است و بر پایه‌ی این اعتقاد نقشه‌ی آن‌لاین ِ بسیار ارزشمندی از پراکندگی زبان‌های در حال انقراض همراه با یک طبقه‌بندی 5 حالته منتشر کرده است. این طبقه‌بندی شامل:

1- زبان‌های در آستانه‌ی خطر (بیمار): اغلب بچه‌ها به این زبان تکلم می‌کنند اما این خصوصیت به مناطق محدودی خلاصه می‌شود و این امر تهدیدی برای زبان‌های فوق است.

2- زبان‌های به خطر افتاده: بچه‌های اندکی این زبان‌ها را به عنوان زبان مادری و در منزل استفاده می‌کنند.

3- زبان‌های شدیدن به خطر افتاده: فقط نسل مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها از این زبان‌ها استفاه می‌کنند. پدرها و مادرها ممکن است این زبان‌ها را بفهمند اما به کودکان منتقل نمی‌کنند و حتا بین خودشان هم استفاده نمی‌شود.  

4- زبان‌های در محدوده‌ی بحران: جوان‌ترین متکلمین این گروه همان نسل پدربزگ‌ها و مادربزرگ‌ها هستند. تازه آن‌ها هم خیلی کم و به‌ندرت از این زبان‌ها استفاده می‌کنند.

5- زبان‌های مرده: دیگر کسی از نسل صحبت‌کنندگان این زبان‌ها باقی نمانده است . و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 12:31 بعد از ظهر  توسط   | 

                     زبان تالشی و  کالبد شکافی واژه ها ( بخش دوم )

                                                                                                     لیثی حبیبی ( م . تلنگر ) 

 چند نکته به جای مقدّمه : لازم است خوانندگان محترم سلسله مقالات تحت عنوان « زبان تالشی و کالبد شکافی واژه ها » ، در خصوص شیوه و ماهیّت کار  نگارنده ، یک بار برای همیشه بدانند که :

       1 – در تحلیل و شکافتن واژه های مورد بحث ، معمولاً از منبعی بجز دست آوردها و اطّلاعات خودم استفاده نمی کنم .اگر دقّت کرده باشید ، در « بخش نخست » این سلسله نوشتار ، فقط در ذیل کلمه ی « خاله = خواله / xāle » ، واژه ی « ماشی = ما + شی » را از نوشته ی قلم زن دلسوز تالش ، شهرام آزموده ی عزیز به وام گرفته ام و باقی مطالب نتیجه ی تحقیقات شخصی بنده روی زبان های مختلف،  از جمله زبان مادری ام تالشی ست .

      2 – اصــول عمــده شـیوه و روش من در این کار عبارت انـد از : الف - مقایسه و ب - ریشه یابی و کالبد شکافی واژه. برای رسیدن به شناخت صحیح یک کلمه ، قبل از هر چیز آن را با "جفت" ش در زبان های مختلف ایرانی و غیر ایرانی مقایسه می کنم. گاه زبان های ایرانی جوابگو نیستند که در این صورت به زبان های غیر ایرانی از جمله آلمانی و روسی مراجعه می کنم. به عنوان نمونه وقتی از « رَش / raš : رخش رستم » سخن به میان است ، نه « رَش / raš : خرمایی » تالشی جوابگوست و نه « رَش / raš : سیاه » کردی ؛ به ناچار به زبان روسی پناه می برم : « رژی / reži : سرخ رنگ » . و باز جواب خود را نمی گیرم ؛ به آلمانی پناه می برم و ناگهان راضی بر می گردم وقتی که می بینم « رَش » به آلمانی « تند ، تیز ، تندو تیز و سرکش و ... » معنا می دهد . و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط   | 

امید . م

خواندن و نوشتن راهي براي انتقال مفاهيم است. براي فهم يك مطلب بايد ما بتوانيم مطلب را بخوانيم و مهمتر آنكه، زباني كه مطلب به آن نوشته شده است رابدانیم. كمتر اتفاق مي افتد كه كسي بخواهد مطلبي را بخواند در حالي كه زبان آنرا نمي داند، پس بحث برروي اين است كه چگونه زباني را كه مي دانيم؛ بنويسيم و بخوانيم.

      تالشي(تاتي) از زبانهايي است كه ظاهراً آثار نوشتاري باقي مانده(يا در دست) ازاين زبان كمتر  بوده   و بحث نوشتن و خواندن اين زبان مقوله اي است كه در يكي دو دههء اخير مطرح شده است. البته يادمان نرود در بررسي زواياي تاريخي زبان تالشي، شواهدي وجود دارد كه در گذشته ها خواندن و نوشتن اين زبان وجود داشته است. اما فاصلهء زماني نسبتاً طولاني سبب شده است كه امروزه در ايران، در بين تالشها ، مشكل خواندن و نوشتن تالشي بصورت مسئله اي مهم در امده است. قابل ذكر است كه در جمهوري آذربايجان خواندن و نوشتن تالشي در بين تالشان، خوب رواج يافته است ، اما نه در همه سطوح.

     اين مسلم است كه اگر كسي بخواهد به زباني بنويسد يا بخواند بايد نسبت به خواندن و نوشتن آن زبان «باسواد» باشد. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط   | 

                                   زبان تالشي و خويشاوندي آن با زبان كردي

   دكتر سوران كردستاني

   www.sorankurdistani.com

 خلاصة مقاله

يكي از برجسته‌ترين و مهمترين ويژگيهاي تمدن ايراني ـ اسلامي، پويايي و زايايي و سيرِ رو به رشد و تكامل آن است كه اين خصيصة ذاتي، از ساختار و نحوة شكل‌گيري اين اَبُرمجموعة فرهنگي نشأت مي گيرد. اين ساختار، متشكل است از زيرمجموعه‌هاي فرهنگيِ اقوام ايراني كه در سيري درازآهنگ، با تكيه بر انتخابي آگاهانه و روندي  وحدت‌آفرين، به همبستگي و انسجام رسيده‌اند و با پشتوانه‌اي از وحدت تاريخي و استقلال و تماميت ارضي، تمدني گسترده و پربار و درخشان بنا نهاده‌اند. از اين رو، پژوهشهاي ايران‌شناسي و مطالعه در زمينة ميراث فرهنگي ايرانيان، زماني به طور كامل محقق و ميسور خواهد گرديد كه عناصر ساختاري و نيز سرچشمه‌ها و بْن‌مايه‌هاي اين تمدن گرانمايه و ديرپا، كه همانا زيرمجموعه‌هاي فرهنگي اقوام ايراني است، شناخته شوند و مورد پژوهش قرار گيرند. بر پاية يافته‌هاي مطالعات تطبيقي در زبانهاي ايراني، قرابت و شباهت و اشتراكهاي اين زبانها مشهود و انكارناپذير است، و مهمتر آنكه، خويشاوندي اين زبانها، بيانگر يك همبستگي تاريخي در ميان اقوام ايراني است. در نتيجه، شناخت متقابل اقوام ايراني از طريق مطالعة ويژگيهاي فرهنگي يكديگر و يافتن اشتراكهاي فرهنگي بين آنها، بهترين و طبيعي‌ترين راه تحكيم علايق و پيوندهاي ملي و تمدني اين اقوام است و نيز بنيادي‌ترين كاري است كه در جهت نيل به توسعه و تكامل فرهنگي جامعة ايراني و شكوفايي تمدن ايراني ـ اسلامي مي توان تصور نمود. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 11:37 بعد از ظهر  توسط   | 

              نگرشی بر مسائل زبانی در جمهوری آذربایجان ( تاتی ، تالشی و ... )

                                                                 نویسنده : دكترعنایت الله رضا   


 جمهوری کنونی آذربایجان که در ماخذ ایرانی و سریانی « اران » و « ران » نام داشت در ماخذ مولفان یونان و روم باستان ، با عنوان « آلبانیا » و در ماخذ ارمنی با نام « آلوان = اغوان » و « الوانک = اغوانک » و در ماخذ گرجی ( ایبریایی ) به صورت « رانی » آمده است . هرودوت از وجود سه قوم میک ( موخوی ) ، کاسپ و اوتی در محدوده جمهوری کنونی آذربایجان طی سده های ششم و پنجم پیش از میلاد خبر داده است. استرابون که در سده نخست پیش از میلاد و سده نخست میلادی می زیسته ، از وجود بیست و شش قوم و طایفه در سرزمین مذکور یاد کرده است. از اقوام شناخته شده ساکن اران (آلبانیا) می توان به اقوام کاطس (کاسپ) ، آلبان (ران) ، میک که به سبب مشابهت آن را با موغان یکی پنداشته‌اند ، گل (گیل) ، اوتی (اودین) و گرگر ، سیلو (یلب) ، لوپن (لیپین) ، وات ، گاو ، گلوآر ، خرسان ، خچماتاک ، پاسخ( پوسخ)، پوکوان ، تاواسپاران ، خی بیوان ، لاهیج ، تات ، تالش ، بودوگ ، کریز ، کردو خینالوگ اشاره کرد . بعضی از این نامها در آثار مولفان باستان و برخی در نوشته های مولفان عصر ما آمده است. در طول تاریخ ، مسائل زبانی همواره با مسائل و پدیده های قومی در رابطه ای بسیار نزدیک بوده اند . فلذا در بررسی در بررسی مسائل زبانی در جمهوری آذربایجان ، توجه به مسائل قومی ، امری است بسیار ضروری. پس از انقلاب روسیه و اعلام حکومت شوروی در اران که نام جمهوری آذربایجان و سپس نام جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان بر آن نهاده بودند، مبارزه با گسترش زبان پارسی آغاز گشت. خط و کتابت پارسی رایج در آن سرزمین، نخست به لاتینی و اندکی بعد به حروف الفبای روسی بدل شد. مدارس ایرانی که در آنها دانش آموزان به زبان پارسی درس می خواندند بسته شد. حتی به اقوام ایرانی زبان آن سرزمین اجازه تحصیل به زبان پارسی داده نمی شد.
       در طول تاریخ، مسایل زبانی همواره با مسایل و پدیده های قومی در رابطه ای بسیار نزدیک بوده اند. در بحث، بررسی و اظهارنظر پیرامون مسایل زبانی، مسایل قومی را نمی توان از دیده دور داشت. بنابراین در بررسی مسایل زبانی در جمهوری آذربایجان، توجه به مسایل قومی، امری است بسیار ضروری.
و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط   | 

                                        سه نوشتار  کوتاه از ن . شبانی

1 ) نامواژه ی اردبیل در یک نگاه

ممکن است در تاریخ ، یک منطقه با چند نام نامیده شده باشد.  نمونه اش هم همین کادوس ودیلمان و گیلان است. این منطقه یا استان یا ایالت ، در گذشته با نام کادوس شناخته شده است. روزگاری نام کادوس بر فراز این ناحیه نمایان بوده است، روزگاری نیز دیلمان و امروز نیز گیلان. البته به این دلیل که در هر دوره ی تاریخی، یکی از این اقوام از اقتدار و چیرگی نسبت به دو خویش دیگر برخوردار بوده است؛  همان طور که امروزه بسیاری تالش ودیلم را نیز گیلان می دانند، روزگاری هم شهرها وجای های گیلکان را کادوس (تالش) می شناختند ویا دیلمان.

        می اندیشم که این موضوع در باره ی شهرها هم درست است. تهران و ری را ببینید: کسی که از شمال راه می افتد تا به ری برود، می گوید به تهران می روم. نام ری به عنوان گوشه ای از تهران بسیار کم رنگ شده است. حال آن که شاید صدها سال، تهران را در برابر نام بزرگ و همه گیر  "ری"، نامی نبوده است . و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط   | 

                               زبان تالشی و  کالبد شکافی واژه ها ( بخش نخست )

                                                                                     لیثی حبیبی ( م . تلنگر ) 

مقدّمه : آن چه را که ذیلاً از نظر می گذرانید ، بخشی از دیدگاه های سرور ارجمند ، جناب آقای سیّد لیث الله حبیبی ، متخلص به « م . تلنگر » ، در حوزه ی « ریشه شناسی و تحلیل واژه های تالشی ، ایرانی و غیر ایرانی » ست که تا کنون با نهایت تواضع و گمنامی و البته از سر بزرگواری ، در بخش « نظرات » وب سایت های مربوط به تالش و تالشان ارائه کرده اند . 

        به دلیل اهمیّت نظرات زبان شناسانه ی آقای حبیبی که همواره با احساس و ذوقی پرحرارت و روحی روشن از جنس شعر نیز همراه و همزاد اند ، ما بر آن شدیم آن ها را در صفحات اصلی وب سایت های مربوط به موضوع ، بیاوریم تا بیشتر مورد استفاده گیرند . به همین منظور ، از جنابشان اجازه ی این کار را خواستیم و ایشان علیرغم این که با « جلوه گری » اصلاً میانه ی خوبی  ندارند ،به دلیل اهمیّت مسئله ، درخواست مان را پذیرفتند و برای همیشه ما را مدیون لطف و مهربانی خود ساختند .  

         شایان ذکر است که این بزرگوار با وجود تقریبا سه دهه دوری از مام میهن ، همواره دلشان برای ایران و فرهنگ ایرانی ، اقوام برادر و همریشه ی ایرانی و زبان و هویت قوم ایرانی تالش تپیده است . « م . تلنگر » متولـّد روستای « لیپا » ی ماسال و ساکن کشور آلمان است. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:11 قبل از ظهر  توسط   | 

                                          ملاحظاتي درباره زبان آذري - فهلوي
                                     
(از درآمدن تازيان به ايران تاپايان سده‌ي هفتم)

                                                                                                               يحيي ذكاء تبريزي

آذري از ديدگاه واژه‌شناسي و دستور زبان فارسي و صرف و نحو زبان تازي (آذري با ياء مشــدد) نســبت به آذربايجـان يا آذربيجان را مي‌رسـاند (حـريري دره‌الغواص ص 145) و چنين مي‌نمايد كه اين نسبت حتي پيش از درآمدن اسلام به ايران، در ميان ايرانيان و تازيان شناخته بوده است. زيرا نام رستم فرخ‌زاد سردار لشكر ايران در جنگ با تازيان كه خود از مردم آذربايجان بوده «رستم آذري» ياد شده است1 (ثعالبي غرر ص 738 _ مسعودي التنبيه ص 82) هم‌چنين عبدالرحمن بن‌عوف از زبان ابوبكر صديق خليفه اول، پيش از گشودن ايران به‌دست تازيان آورده است كه او در پايان زندگي در رخت‌خواب بيماري مي‌گفته است: «ولتألمن النوم علي الصوف الاذربي كما يألم احدكم النوم علي حسك ـ السعدان» (مجرد النحوي. الكامل ص 5) «يعني خواب بر روي پشمينه آذري مرا چنان مي‌آزارد كه هر يك از شما را خوابيدن بر روي خار خسك».

     تازي نويسان نخستين سده‌ي‌هاي اسلامي، نام آذربايگان و نسبت بدان را گوناگون ياد كرده‌اند. زيرا فراگويي اين واژه‌ها، آن‌چنان كه ايرانيان آن‌ها را بر زبان مي‌آوردند، براي تازي زبانان دشوار بود، از اين‌رو، واژه‌ي آذربايجان (آذر+ باي + گان) را به كالبد زبان تازي ريخته «آذَربيجان» و «آذرَبيجان»2 و در نسبت دادن كسي يا چيزي بدان سرزمين گاه ياء مشدد را دنبال بخش نخست نام افزوده «اَذَري» و اَذري»3‌ و «الاَذَريه» و «الاَذريه» نوشته‌اند و گاه به غير قياس ياء را دنبال بخش دوم آورده «اَذربي»4 و «اَذربي» (مجرد نحوي ص 5 و ياقوت ج 1 ص 128) و «الاَذَربيه» و «الاَذربيه» (سمعاني ج 3 ص 93) به‌كار برده‌اند. گاهي نيز، الف و نون را از پايان نام انداخته، نشانه نسبت را به بازمانده آن افزوده «اَذَرِبيجيه» و «اَذرَبِيجيه» (ياقوت معجم ج 1 ص 160) مي‌نوشتند (صورت اذربيجيده كه در چاپ عكسي انساب سمعاني ليدن آمده، تصحيف اين واژه است). و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 7:36 قبل از ظهر  توسط   | 

تالشی زومونی سرنیویشت

                                                                                                    آرمین فریدی هفته خونی

مقدّمه : اه چی ک بن دره خونه ، ای گله مصاحیبه یه .ام مصاحیبَه ، قَرارا ایلَه تالشَه ویژَه نامَه کو تالشی زوونی نَه چاپ ببی کٌ  ام ناجَه  ایته  دوملَه دَلَکَه؛ بما چون چه ی موضوعِن تالشی فرهنگی سرنوشتی را مهمینَه، اَی ام وبلاگی کو منتشر کَرَم.                                  

ام ویژَه نامَه بونورَه ، من  و چمه  برا،  یاسر کرم زادَه ، هشتاد و چاری سالی کو  نوئه و قَرارا باهارِ تالشی کو مونتَشیر ببی.                                                                                            

امه ام واتمون ( مصاحبَه ) ده ، سه گلَه تالشی فرهنگی یون کو، ام سه گلَه بونورَه دَفَرسی ( بنیادی یَه سؤال ) تالشی زوونی بارَه دَفَرسَه  و  ام سه عزیزی حَفصَلَه نَه چَمَه جَواوی دوئه.  و ... ادامه ی مطلب ...     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط   | 

                                                         زبان تالشی

                                                                                                            دکتر حسین احمدی

زبان تالشي از زبان هاي ايراني شمال باختري و هم ريشه با زبان هاي كرانه خزر همچون گيلكي و مازنــدراني است؛ ولي با آن ها تفاوتي آشـكار دارد. زبان تالشي در اثر هم كناری با زبان تركي و گيلكي از آن ها - به ويژه تركي -  به شدت تأثير پذيرفته؛ ضمن اين كه خود نیز توانسته بر روی تركي و گیلکی اثر بگذارد. 
       بررسي هاي موردي در مناطق تالش نشين شهرستان هاي صومعه سرا و فومن نشان مي دهد كه روستاهاي گيلك نشين همسايه، از واژگان تالشي يا نزديك به آن كه با گيلكي متفاوت است، بهره مي گيرند.
       در ميان تالشان، گونه گوني زباني - به نسبت تأثيرپذيري از ديگر زبان ها- به شدت وجود دارد. در تالش شمالي، مشخصآ چهار گويش آستارايي، لنكراني، ماسالي و لريكي ديده مي شود. در تالش جنوبي، مناطق پيرامون آستارا تا ماسال يك گويش تالشي آميخته با تركي رواج دارد و در مناطق ماسال تا روستاهاي پيرامون صومعه سرا، فومن، ماسوله و شفت با زبان تالشي اصيل تري گفت و گو مي شود كه كمترين تأثير را پذيرفته و نايكساني اندك آن به گوناگوني آوايي محدود مي شود. اما تالشان باشنده كوه هاي ديلمان و لاهيجان تفاوت گويشي فراواني با ديگر تالشان دارند. تنها زبان موجود ميان تالشان كه هم ريشه با زبان هاي شمال باختري نيست و به محدوده زبان تالشي رخنه كرده و به شدت به يك دستي آن آسيب رسانده، زبان تركي است. اين مسئله در تالش شمالي و در آستاراي جنوبي به شدت مشاهده مي شود. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط   | 

                                   
زبان باستانی تالشی و فرهنگ کهن ایرانی این منطقه

                                                                       گفت و گو ي شهرام آزموده با علي عبدلي

شكي نيست كه هر كس بخواهد درباره تالش تحقيق كند از جمله آثاري كه بايد به آن مراجعه نمايد ، آثار دكتر علي عبدلي است . علي عبدلي بيش از سه دهه است كه درباره تالش مي نويسد و پژوهش مي كند . آغاز كارش به اوايل دهه پنجاه مي رسد . همكاري با مطبوعات آن زمان و پيوستن به زمره نويسندگان راديو گيلان از جمله كارهاي ابتداي دوران فعاليت او به شمار مي ايد . بعدها با پرداختن به تاتها و تالشها، علاوه بر چاپ مقالات متعدد در مطبوعات ، روزنامه نگاري ، اجراي پروژه هاي تحقيقي ، شركت و سخنراني در همايش هاي ايران شناسي ، همكاري در ساخت فيلم هاي مستند مربوط به تالش و…؛ به تاليف اثاري پرداخت كه تاكنون چهارده عنوان از ان منتشر شده است. دوازده كتاب مربوط به تالش و تات و دو مجموعه شعر كه در هر كدام شعر هاي تالشي هم ديده مي شود.

        فعاليتهايي كه اين پژوهشگر در طول دوران پژوهشي اش انجام داده اورا معروف ترين فرد در عرصه پژوهشهاي تالش شناسي ايران نموده است . او چند سال قبل موفق به دريافت دكتراي افتخاري از آكادمي ملي جمهوري آذربايجان شد و در ايران نيز بارها به عنوان محقق برگزيده مورد تقدير قرار گرفته و در سال 1383 نيز جايزه ادبي دكتر محمد معين به ايشان اعطاء شد. با توجه به فعالتيهاي گسترده او در زمينه هاي مختلف تالش پژوهي همچون فرهنگ عامه ، تاريخ ، موسيقي ، زبان شناسي ، شعر ، تصحيح و ترجمه و… گفتگو با ايشان ايجاب مي كرد كه به جنبه هاي خاصي توجه شود و بقيه جنبه هاي كاري او به زماني ديگر واكذاشته شود ، با اينكه در اينجا به مقوله مهم كارهاي او يعني پژوهش در زمينه تاريخ تالش پرداختيم . اما سعي كرده ايم كه به جنبه هاي گوناگون ديگر هم توجهي بشود. و ... ادامه ی مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط   | 

                                 علل نفوذ زبان های ترکی و گیلکی در تالش

                                                                                      دکتر محمّد تقی رهنمایی

سال ها پیش ، یعنی درست در سال 1372 یا 1993 میلادی ، به عنوان استاد مهمان یک ترم در دانشگاه کلاگن فورت اتریش تدریس می کردم . روزی به همراه دوست و همـــکار دیرینه ام ، پرفسور مارتین زگـر که رییس انستیتوی جغـــرافیاست ، به ملاقات سفیــر وقت ایــران دروین رفتیم . پس ازصحبت های کاری دردفتــر سفیر ، به اتاقی رفتیم که کتاب های زیادی در قفسه های آن چیده شده بود و ظاهـراً شکل کتابخانه داشت . سفیر که خود مـــردی اهل مطالعه بود ، به نکته ای اشاره کرد که بــرای هــر دوی ما جالب بود . می گفت در ساعات فــراغت در آرشــیو سفارت به مطالعه ی ســوابق روابط ایــران و اتــریش می پـــردازم . روزی به آیین نامه ی پذیرش سفــرای خارجی در اتریش برخوردم و آن را مطالعه کردم . در یکی از بندهای این آیین نامه آمده بود که شرط پذیرش سفرای دیگـــر کشورها در اتــریش ، دانستن یکی از سه زبان خارجی ست که یکی از آن ها زبان فارسی بود ؛ یعنی این که اگـر سفیری زبان فارسی را به عنوان زبان خارجی می دانست ، شرط پذیرش وی در اتریش برآورده می شد.

       از این سخن سفیر ، مارتین فقط حیرت کرد ؛ امّا من احساس مطبوع و غــــرورآمیزی داشتم که زبان رسمی کشــورم ، یعنی فارسی یا زبانی که گوته و نیچه از درک مضامین و شــیوایی آن لذ ّت می بردند ، تا سال های نه چـندان دور ، حـداقـل در این کشور اروپایی ، به عنوان یک زبان جهانی به رسمیّت شناخته می شد.

       این که چــرا چنین بوده و چگـونه زبان فارسی این اعتبار را به دست آورد و سپس از دست داده ، بحثی جداگانه است . قدر مسلّم این که عملکــرد بردارهای یک زبان ، یعنی کسانی که به آن زبان سخن می گویند و می نویسند ، در فـــراز و فـــرود اعتبار آن نقش بسیار تعیین کننده دارد. و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط   | 

  گفتگوي‌ هلال‌ محمداف‌ با تات‌ و تالش‌شناس ‌ايراني‌، علي‌ عبدلي‌

 چندي پيش يك‌ گروه‌ از خادمان‌ فرهنگ‌ در باكو گرد آمدند تا در سمينار زبان‌ وفرهنگ‌ تالش‌ شركت‌ نمايند. در شماره‌ 9 نشريه‌ صداي‌ تالش‌، اعضاء آن‌ گروه‌ به‌ اختصارمعرفي‌ شدند وبه‌ دنبال‌ آن‌ مطلب‌ ديگري‌ در همين‌ مورد در نشريه‌ (باكينسكي‌ رابوچيني‌)  درج‌گرديد. در آن‌ زمان‌ ما موفق‌ نشديم‌ كه‌ مردم‌ آذربايجان‌ را با مهمانان‌ ايراني‌ خود آشنا نماييم‌ولي‌ اكنون‌ كه‌ انتشار دوره‌ جديد (صداي‌ تالش‌) آغاز شده‌ است‌. دكتر هلال‌ محمداف‌ متن‌مصاحبه‌اي‌ را كه‌ در آن‌ زمان‌ با دكتر علي‌ عبدلي‌ انجام‌ داده‌ بوده‌، در اختيار ما گذاشته‌ است‌ كه‌ذيلاً از نظرتان‌ مي‌گذرد. ( سردبیر )

       هـ .م: آقاي‌ عبدلي‌ ضمن‌ عرض‌ خيرمقدم‌ به‌ شما مي‌خواهم‌ دقايقي‌ وقت‌تان‌ را بگيرم‌. براي‌ما جالب‌ خواهد بود كه‌ درباره‌ تاريخ‌، زبان‌ و فرهنگ‌ تالش‌ و آذربايجان‌ مطالبي‌ از زبان‌ شمابشنويم‌.

       ع‌.ع‌: آذري‌ها (آتروپاتنايي‌ها) و ارانيان‌ و شيروانيان‌ برادران‌ تالشانند اينها در واقع‌ اعضاءيك‌ خانواده‌اند و در طول‌ تاريخ‌ سرنوشت‌ مشتركي‌ داشته‌اند. بين‌ زبان‌ و فرهنگشان‌ وجوه‌افتراق‌ چنداني‌ ديده‌ نمي‌شود. تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ و مقايسه‌ زبانهاي‌ قديم‌ ايران‌ از جمله‌اوستايي‌ و پهلوي‌ با زبان‌ تالشي‌ و تاتي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ زبان‌ اوستايي‌ در بين‌ همة‌ زبانها وگويشهاي‌ رايج‌ با زبان‌ تالشي‌ بيشترين‌ نزديكي‌ را دارد. در مورد زبان‌ آذري‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌پيش‌ از ورود قبايل‌ سلجوقي‌ به‌ آذربايجان‌ (ماد آتروپاتن‌) تنها زبان‌ رايج‌ در آن‌ سرزمين‌ بوده‌تفاوت‌ بين‌ آذري‌ و تالشي‌ نيز پديده‌اي‌ است‌ مربوط‌ به‌ زمانهايي‌ خيلي‌ پيشتر.اين‌ دو اكنون‌ ازلحاظ‌ آوايي‌ و دستوري‌ با هم‌ تفاوتهاي‌ محسوسي‌ پيدا كرده‌اند در دوران‌ طولاني‌ حاكميت‌اشكانيان‌ و ساسانيان‌، اهالي‌ ماد آتروپاتن‌ نسبت‌ به‌ تالشان‌ بيشتر تحت‌ تأثير زبانهاي‌ پهلويك‌و پارسيك‌ قرار گر فتند. با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ علارغم‌ نظر‌ بسياري از محققان‌ كه‌ زبان‌ پهلوي‌ را به‌ علت‌ اين‌كه‌ زبان‌ پارتي‌ها بوده‌ به‌ شرق‌ ايران‌ منسوب‌ مي‌نمايند و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط   | 

كجايي تالش و كيستي تالشان

دكتر محمد تقي رهنمايي

تالش كجاست و تالشان كيستند ؟ بسياري از ما هميشه مورد اين پرسش قرار گرفته ايم .بويژه دوستان جوان در مدارس و دانشگاهها، هنگاميكه با ساير هموطنان خود روبرو مي شوند، در پاسخگويي درست به آن با مشكلات زيادي روبرو مي شوند و غالباً مي گويند جايي است بين انزلي و آستارا. چرا تالش اينقدر ناشناخته و يا كم شناخته است ؟

     اين مقاله را من ابتدا با سبك و سياق ديگري كه بدرد پژوهشهاي علمي مي خورد نوشتم. مروري بر آن كردم، ديدم خيلي به درد نسل جوان ما كه در جستجوي هويت خود با زبان ساده هستند نمي خورد. از همينرو آنرا با انشا و مضموني ساده نوشتم كه اينك مي خوانيد.

     وقتي مي گوييم تالش يعني سرزميني كه در امتداد سواحل غربي درياي خزر از شمال تالاب انزلي تا دلتاها و مصب رودخانه كورا در تالش شمالي كشيده شده است. مرزهاي غربي آن با خط الراس كوههاي تالش از استان اردبيل جدا مي شود و نوشته هاي قديمي، مرز جنوبي آنرا رودخانه سفيدرود و رودبار امروزي نوشته­اند .

     منطقه تالش سرزمين وسيعي است كه از شمال به جنوب در امتداد سواحل غربي درياي خزر كشيده شده است .محدوده جغرافيايي قومي آن بمراتب از محدوده جغرافيايي سياسي . يعني واحدهاي سياسي و اداري كه در قالب آن اداره مي شود، وسيعتر است . و ... ادامه ی مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط   |